\documentclass[11pt,a4paper,twocolumn]{article}
\usepackage{multirow}
\usepackage{multicol}

\usepackage{xepersian}
\settextfont[Scale=1]{XB Niloofar}
\setlatintextfont[Scale=.9]{Linux Libertine}
\setdigitfont{XB Zar}

% استفاده از حالت خوابیده به چپ قلم ایکس‌بی‌زر مشابه با حالت ایرانیک در فارسی‌تک
\defpersianfont\titr[Scale=]{XB Titre}
% \defpersianfont\iranic[Scale=.8]{XB Zar Oblique}

\let\NazaninBold\relax
\begin{document}
\title{\vspace{13mm}\NazaninBold{مطالعه اثرات اندرکنش خاک-سازه بر پاسخ دینامیکی غیرخطی سازه های متداول با پی های سطحی و مدفون}}
\author{ابراهیم رعیت رکن‌آبادی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی زلزله پژوهشگاه\\
نقد‌علی حسین‌زاده، استادیار پژوهشکده مهندسی سازه پژوهشگاه
}
\twocolumn[
\begin{@twocolumnfalse}
\date{}
\maketitle

\begin{abstract}
%\centering
%\begin{minipage}{1\textwidth}
\AbstractBold
{
\vspace{-5mm}
چکیده -
روش لوکاس-کاناد از جمله معروف‌ترین روش‌های ثبت تصویر مبتنی بر ناحیه است که گونه‌های مختلفی از آن تاکنون ارائه شده است. هدف اصلی در روشهای مختلف ثبت تصویر پیدا کردن پارامترهای مدل تبدیل، برای نگاشت دقیق یک تصویر بر روی مختصات تصویر دیگر است. در الگوریتم لوکاس-کاناد این امر از طریق کمینه‌سازی یک تابع مشخص کننده‌ی میزان تفاوت یک تصویر و تبدیل شده‌ی دیگری حاصل می‌شود. معمولاً تابع مذکور مربع تفاضلات بین دو تصویر در نظر گرفته می‌شود. در این مقاله از معیار شباهت ساختاری دو تصویر به عنوان ضریبی برای این تابع استفاده شده است. نحوه‌ی لحاظ کردن این معیار شباهت در فرمولبندی الگوریتم لوکاس-کاناد به صورت ریاضی بیان شده است. کمینه‌سازی مورد نظر با استفاده از شیوه‌ی بهینه‌سازی لونبرگ-مارکورت انجام شده است. نتایج پیاده‌سازی‌های انجام شده برتری شیوه‌ی پیشنهادی را در مقایسه با الگوریتم اصلی لوکاس-کاناد (با روشهای کمینه‌سازی گوس-نیوتن و لونبرگ-مارکورت) از نقطه نظر سرعت همگرائی نشان می‌دهد. همچنین کارائی شیوه‌ی پیشنهادی در مسئله‌ی وضوح برتر در مقایسه با چند روش دیگر نشان داده شده است.}
%\end{minipage}
 \end{abstract}
% \hspace{9mm}
{کلید واژه‌ها}- \fusion، ثبت تصویر، لونبرگ-مارکورت، موجک، وضوح برتر.\\
\end{@twocolumnfalse}]
% برخی دستورات زیر برای آن گذاشته شده‌اند که چکیده به صورت تک ستونی باشد

\date{}
\maketitle

\section{فرکانس و میرایی مدلهای سازه ای}

با بررسی نتایج آزمایشها و تحلیلها، مشخصات دینامیکی مدلهای سازه ای در محدوده ارتعاشات پردامنه ($PGA \approx 0.3g$) مطابق جداول (\ref{tab:compareFreq}) و (\ref{tab:compareDamp}) بدست می آیند. نتایج این جدول به خوبی آثار مهم اندرکنش خاک-سازه را در کاهش فرکانس و افزایش میرایی مدلهای سازه ای نسبت به مدلهای با پایه گیردار نشان می دهد. 

\begin{table*}[th]%[!hbtp]
\centering
\caption{مقایسه فرکانس ($Hz$) تجربی و تحلیلی مدلهای سازه ای}
\begin{tabular}{|c|c|c|c|c|c|c|}
\hline  \multirow{2}{*}{مدل  سازه ای} & \multicolumn{2}{|c|}{بدون اندرکنش} & \multicolumn{2}{|c|}{با اندرکنش (سطحی)} & \multicolumn{2}{|c|}{با اندرکنش (مدفون)}  \\ \cline{2-7}
  & آزمایش & تحلیل & آزمایش & تحلیل & آزمایش & تحلیل \\ 
\hline $5$ طبقه & $1.55$ & $1.55$ & $1.54$ & $1.54$ & - & $1.54$ \\ 
\hline $10$ طبقه & $0.8$ & $0.82$ & $0.68$ & $0.792$ & - & $0.799$ \\ 
\hline $15$ طبقه & $0.54$ & $0.533$ & $0.50$ & $0.51$ & $0.518$ & $0.518$ \\ 
\hline $20$ طبقه & $0.374$ & $0.377$ & $0.355$ & $0.355$ & $0.363$ & $0.363$ \\ 
\hline 
\end{tabular}
\label{tab:compareFreq}
\end{table*}

اول دبیرستان کشش عجیبی نسبت به شعر پیدا کرده بودم. دبیر ادبیات مان را بیچاره کردم از بس ابیات ثقیل و پر استعاره برایش می برد و برایم معنی می کرد! 

بیشتر شعرها را از تصنیف ها و آوازهای خواننده ها پیدا می کردم. تا اینکه در کتابخانه پدر عزیز تر از جان دیوان سعدی علیه الرحمه را یافتم. پدر کتاب را در عهد جوانی از مدرسه هدیه گرفته بود! با ولع -به ویژه - غزلیات شیوا و دلربای سعدی را می خواندم که ناگهان با یک پس گردنی به خود آمدم!!

پدر گرامی دیوان را از من گرفت و گفت: بچه این به درد تو نمی خوره! . . . علی رغم تلاش بی شائبه دیگر آن دیوان را نیافتم و این سوال در ذهنم ماند که مگر سعدی - که از ابتدایی با آن محشور بودیم - چه اشکالی دارد ؟؟! پدر چندی بعد دیوان نفیسی از حافظ به من هدیه داد. جیبی، جلد چرمی، خط نستعلیق استاد فلسفی ، تصحیح قزوینی و غنی و چاپ اعلا!

از آن روز شیفته شعر معنوی و پر ایهام لسان الغیب شدم. حافظ با من چنان کرد که نه تنها از شعرای دیگر، که از تفسیرهای معلم ادبیات نیز مستغنی شدم! 

شعر حافظ نه آن چنان پیچیده است که نتوان مفهومی از آن برداشت کرد و نه آن چنان ساده است که دچار قید زمان و مکان شود. حافظ شیرازی بدیل ندارد و چنین بی همتایی و ماندگاری نیز از اسرار الهی است.

کمتر خانه ای است که در آن دیوان حافظ نباشد و کمتر دلی را می توان یافت که حظی از شعر او نبرده باشد ولی با این وصف هنوز کتاب، فیلم یا نوشتار جامع و بی نقصی از حافظ موجود نیست. 

هر کسی از ظن خود او را چیزی می خواند. یکی عارف، یکی صوفی، یکی شیعه، یکی سنی، یکی مادح السلاطین، یکی عزلت نشین و . . .و شاید همین باشد یکی از رموز ماندگاری اش!! هر کسی از ظن خود شد یار او!

بر اشعارش تفسیر بسیار نوشته اند اما از زندگی اش جز افسانه چیزی در دست نیست! حافظ هر که می خواهد باشد، بی تردید غزلیاتش جزو غنی ترین سرمایه های معنوی ماست. 

او و اشعارش را به غایت می ستایم و - بدون اینکه چون عوام قصد غر زدن داشته باشم - آرزو می کنم از این سرمایه های ملی بهره بیشتری ببریم.



پی نوشت برابر اصل:

پ.ن.م.۱: اعتراف می کنم از شعر و شاعری هیچ نمی دانم و صرفا در حد یک هوادار گاهی شعر می خوانم. شاید این علاقه هم از آثار زادگاه ماست.

پ.ن.م.۲: هنوز هم در آوازها و تصنیف ها شعر بیشتر از موسیقی توجه ام را جلب می کند.

پ.ن.م.۳: پارسال بعد از ۱۵سال تازه به رمز آن پس گردنی واقف شدم.
 
در بالاترین لینکی داغ شده بود با این عنوان: "هزلیات سعدی"! . . . خلاصه به گوشه ای دیگر از توانمدی های استاد سخن سعدی در نوشتارهای سانسوری! مستحضر شدم! به خود زحمت تورق و تفحص ندهید! در چاپ های معاصر اشعار منکراتی! حذف شده است!

پ.ن.م.۴: برای رعایت حق استاد سخن، سعدی که حق استادی بر گردن حافظ نیز داشته، توصیه می کنم غزلیات عاشقانه سعدی را از دست ندهید. 

به همان میزان که حافظ در غزلیات معنوی بی همتاست سعدی در عاشقانه هایش دست نیافتنی است!

پ.ن.مناسبت: ۲۰ مهر روز پاسداشت بزرگ شاعر معنوی سرا، جناب حافظ ، لسان الغیب شیرازی گرامی باد. شادی روحش صلوات! 
\end{document}