\documentclass[11pt, twoside]{imsproc}
\usepackage{graphicx}
\usepackage{geometry}
\paragraphfootnotes
\geometry{left=2.5cm,right=2.5cm,top=3cm,bottom=3cm,headsep=1.2cm}
\footskip 0.5cm
\usepackage{booktabs}
\usepackage{hyperref}
\newcommand*{\publname}{%
\begin{tabular}{c}
%\includegraphics[width=1.8cm]{UI-logo.pdf}\\
\url{http://www.ui.ac.ir}
\vspace{0.4cm}
\end{tabular}
\hfill
\begin{tabular}{c}
%\includegraphics[width=2cm]{NO-Logo.pdf}\\
\url{http://math-sci.iranjournals.ir}
\vspace{-0.2cm}
\end{tabular}
}
\usepackage{xepersian}
\AtBeginDocument{\label{firstpage}}
\AtEndDocument{\label{lastpage}}
\settextfont[Scale=1]{XB Zar}
\setlatintextfont [Scale=.9]{Times New Roman}
\linespread{1.3}
\newsavebox\uilogo
\newsavebox\nologo
\sbox\uilogo{\includegraphics[width=0.6cm]{UI-logo.pdf}}
\sbox\nologo{\includegraphics[width=0.9cm]{NO-Logo.pdf}}
\makeatletter
\def\seriesno#1{\gdef\@seriesno{#1}}
\def\issueno#1{\gdef\@issueno{#1}}
\def\publicationname#1{\gdef\@publicationname{#1}}
\def\ps@ijheadings{\ps@empty
  \def\@evenhead{%
   \parbox{\textwidth}{%
    \setTrue{runhead}%
    \normalfont\scriptsize
    \usebox\uilogo\hfill
    \def\thanks{\protect\thanks@warning}%
    \leftmark{}{}, \@publicationname/
    جلد
    \@seriesno{}
    شماره
    \@issueno
 (1392) \pageref{lastpage}--\pageref{firstpage}
    \hfill
   \usebox\nologo\vskip0pt
     \vskip-7pt
     \rule{\textwidth}{0.5pt}
      \vskip-12pt
        \rule{\textwidth}{0.5pt}
    }}
     \let\@oddhead\@evenhead%
    \def\@evenfoot{\normalfont\scriptsize\thepage
     \hfill}
    \def\@oddfoot{\normalfont\scriptsize\hfill\thepage}
 }%
\def\enddoc@text{%
\ifx\@empty\@translators \else\@settranslators\fi
  \ifx\@empty\addresses \else\@setaddresses\fi}
  
\renewcommand*{\@makefnmark}{\hbox{\@textsuperscript{\if@RTL\normalfont\else\latinfont\fi\@thefnmark}}}
\makeatother
\pagestyle{ijheadings}
\seriesno{1}
\issueno{1}
\publicationname{اسم مجله}
\title{اسم مقاله}
\author[]{اسم نویسنده}
\date{\today}
\copyrightinfo{}{(دانشگاه اصفهان)}

\begin{document}
\begin{abstract}
در اینجا چکیده آورده می شود.
\end{abstract}
\maketitle


\section*{ده درسی كه آرزو داشتم يادگرفته بودم}
اجازه دهيد تا با رفع يكی از نگرانی های شما شروع كنم. قصد ندارم نيم ساعت اول را با قدردانی از  شما به خاطر شركت در اين كنفرانس، يا به خاطر وقت گذاشتن برای دوری از كار و  مسافرت به كمبريج بگذرانم. 

و برای  رفع نگرانی احتمالی  ديگرِتان، اجازه دهيد اضافه كنم كه نمی  خواهم مثل گذشته با چهره ای  رسمی  مانند آن برنامه های  كه قبلاً داشته ام را اجرا كنم.

%شما در حال نزديك شدن به تجديد خاطره گذشته، شبيه آنهايی  كه بنده برای  سالها با چهره و قيافه رسمی  منتشر كرده ام، نيستيد. 

با حذف اين دو موضوع آخر،  مطلب ديگری  برای  گفتن ندارم. خوشبختانه يك گردهمايی  در ام آی  تی،  كه در اواخر دهه پنجاه برگزار شد را به خاطر می  آورم؛ يكی  از اولين گردهمايی  هايی  بود كه من در ام آی  تی  شركت كردم. سخنرانْ، يی  جينيو كالابي\LTRfootnote{Eugenio Calabi} بود. در رديف جلوی  حضار، نوربرت وينر\LTRfootnote{Norbert Wiener}، طبق معمول خواب بود تا وقتی  كه زمان تشويق سخنرانْ برسد، و ديرك استروك\LTRfootnote{Dirk Struik}، يكی  از استادان كلابی، زمانی  كه كالابی  دانشجوی  دوره كارشناسی  در ام آی  تی  در دهه چهل بود، نشسته بودند. موضوع سخنرانی  فراتر از توان من بود. بعد از اولين پنج دقيقه، من كاملاً سردرگم شدم.  بعد از اتمام سخنراني، يك گفتگوی  غيرواضحی  بين سخنران و چند نفر از حضار ---آمبروز و سينگر، اگر درست به خاطر بياورم--- اتفاق افتاد.  سكوتِ سنگينی   حاكم شد. پروفسور استروك يخ سكوت را شكست. دستش را بالا برد و گفت، «يك مسئله برای  خانه به ما بده!» كالابی  به تكاپو افتاد، و در پنچ دقيقه بعد، جانِ كلامِ سخنرانيش را با عباراتی ساده و زيبا توضيح داد.  همه حضار كاملاً احساس رضايت  كردند. 
‍
ديرك استروك حق داشت: يك سخنران بايد سعی كند مسئله ای را  برای خانه به شنودگانش بدهد. اما چگونه؟ من مجموعه ای از  خرده نصايحی را جمع آوری كرده ام و هميشه آنها را برای خودم تكرار می كنم؛ بايد ها و نبايد هايی كه من مرتكب آنها شده ام و هميشه خواهم شد. بعضی از شما مشمول يك يا چند،  از اين خرده نصايح بوده ايد. احتمالاً جمع آوری اين نصايح و ارايه آنها در يك سخنرانی،  كم ضررتر از ارايه ديگر مطالبی باشد كه در بين موارد جسورانه مشابه ديگر وجود دارد.   نصيحتی كه به ديگران می گوييم، نصيحتی است كه ما، خودمان هم به آن احتياج داريم. چون برای من خيلی دير است كه اين درس ها را ياد بگيرم، وظايف انجام نشده خودم را برای شما می گذارم.  اين وظايف از لحاظ  اهميت، به ترتيب صعودی  ارايه خواهند شد. 

\section*{احتمال اينكه شما با كارهای توضيحيتان به ياد بمانيد، بيشتر است}

بياييد نگاهی به دو مثال، با شروع از هيلبرت\LTRfootnote{Hilbert}،  داشته باشيم.  وقتی به هيلبرت فكر میكنيم، به تعداد كمی از قضايای بزرگ او، مثل قضيۀ پايۀ هيلبرت، فكر میكنيم. در حالیكه نام هيلبرت اغلبِ اوقاتْ برای كارهايش در نظريه اعداد، گزارش اعداد هيلبرت\LTRfootnote{Zahlbericht}، كتابَشْ با عنوان اساسِ هندسه\LTRfootnote{Foundations of Geometry}، و كتاب درسی او در مورد معادلات انتگرالي، به خاطر آورده میشود. عبارت «فضايِ هيلبرت» توسط استون\LTRfootnote{Stone} و فون نويمن  \LTRfootnote{von Neumann} در به رسميت شناختن كتاب درسی هيلبرت با موضوع معادلات انتگرال‍ی معرفی شدند، كتابی كه در آن كلمۀ «طيف»\LTRfootnote{Spectrum} برای اولين بار بيست سال قبل از مكانيك كوانتمی تعريف شده بود. قسمت اعظم كتاب درسی هيلبرتْ در مورد معادلات انتگرالی، كه با تكيه بر كار هل لينگر\LTRfootnote{Hellinger}
و چندين رياضيدان ديگر كه الان نامهايشان  فراموش شده اند، است. 
 
متشابهاً، كتابِ اساسِ هندسۀ هيلبرت، كتابی است كه نام هيلبرت را بين رياضيدانان مشهور كرد؛ اين كتاب شامل نتايج كمی از خود هيلبرت است و محصول كارهای چندين هندسه دان از قبيل كوهن \LTRfootnote{Cohn}، شور\LTRfootnote{Schur}(نه آن كسی كه شما نام آنرا شنيده ايد)، وينر\LTRfootnote{Wiener}(يكْ وينرِ ديگر)، پاسچ\LTRfootnote{Pasch}، پيري\LTRfootnote{Pieri}، و چندين ايتاليايی ديگر را درو كرده است. 

مثالی ديگر مجدداً گزارش اعداد هيلبرت\footnote{Zahlbericht عنوان كتابی است به زبان آلمانی، در مورد نظريه اعداد جبری، كه در سال 1897 توسط هيلبرت نوشته شده است.}  است كه در حيطۀ نظريۀ اعدادْ انقلابی را بپا كرد. اين كار، ابتداً، خلاصه ای بود از آنچه كه هيلبرت  ماموريت داشت تا برای چاپ در بولتن انجمن رياضی آلمان بنويسد. 



\end{document}
